ایزد که نهاد آدمی را بسرشت
با ملغمه میلگرد کرد و با سیمان، خشت
یک اسم قشنگ خواست بربگزیند
با غمزه مقرر کرد: «برتولت برشت»
خیام گوید: من بنده ی آن دمم که ساقی گوید، یک جام دگر بگیر و من نتوانم
حافظ گوید: فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم، بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم